در ماههای اخیر، بازگرداندن گونههای منقرض شده از قلمرو داستانهای علمی تخیلی به واقعیت علمی نزدیکتر شده است. شرکتهای متعددی در حال رقابت برای “بازگرداندن” ماموت هستند، اما چرا ما تا این حد مشتاق این اتفاقیم؟
استارتاپ آمریکایی «کالوسال بایوساینسز» (Colossal Biosciences)، به سرپرستی متخصصان ژنتیک جورج چرچ و بث شاپیرو، دو دستاورد بزرگ را به فاصله کمی از هم اعلام کرد:
موشهای پشمالو: دانشمندان بخشی از ژنوم ماموت پشمالو را به موشها پیوند زدند تا “موشهای پشمالو” تولید کنند. این جوندگان پشمالوی دوستداشتنی، پوششی دارند که ژنهای ماموتهای پشمالوی منقرض شده را بیان میکند.
گرگ وحشتناک: تنها چند هفته بعد، کالوسال دستاورد بزرگتری را اعلام کرد و مدعی شد که گرگ وحشتناک (dire wolf) را بازگردانده است. این گرگ، همعصر ماموتهای پشمالو بود و مانند همسفران خرطومدارش در عصر یخبندان، حدود ۱۰ هزار سال پیش در زمین پرسه میزد.

محبوبیت ماموتها
ماموتهای پشمالو در خط مقدم این تلاشهای بحثبرانگیز برای بازگرداندن گونههای منقرض شده قرار دارند. با وجود اینکه گونههای زیادی اخیراً منقرض شدهاند – از جمله دودو، موآ، کبوتر مهاجر، بوقاردو، کواگا، ببر تاسمانی، و گاومیش کوهاندار اولیه – که میتوانستند در کانون توجه قرار گیرند، اما ماموتهای پشمالو به طور برجستهای در داستانهای علمی و عمومی درباره بازگرداندن گونهها ظاهر میشوند.
ماموتهای پشمالو نقش مهمی در تصاویر «ریوایو اند رستور» (Revive & Restore)، یک کنسرسیوم «نجات ژنتیکی» از دانشمندان و آیندهپژوهان به رهبری گورو فناوری، استوارت برند، داشتند. در سال ۲۰۲۱، کالوسال «مالکیت» احیای ماموت پشمالو را به دست آورد. لوگوی خود کالوسال، فناوری ژنپیوند CRISPR-R را که بازگرداندن گونههای منقرضشده را تسهیل میکند، و عاجهای مارپیچی خاص ماموتوس پریمیجنیوس (Mammuthus primigenius) را به تصویر میکشد.
در فرهنگ عامه، ماموتهای پشمالو در چند قرن اخیر منبعی برای شیفتگی بودهاند. توماس جفرسون به طور مشهوری امیدوار بود که ماموتهای زنده در اواخر دهه ۱۷۰۰ در آن سوی مرزهای استعمار آمریکا یافت شوند، در حالی که اولین حفاریهای ماستودونهای آمریکایی در اوایل دهه ۱۸۰۰ رویدادهای مهمی بودند. چارلز ویلسون پیل، نقاش آمریکایی، اولین حفاری از این دست را با رنگ روغن به تصویر کشید و بعداً از اسکلت آن ماستودون در موزه خود در فیلادلفیا استفاده کرد. اخیراً، مَنی ماموت در مجموعه فیلمهای انیمیشنی «عصر یخبندان» که اولین قسمت آن در سال ۲۰۰۲ اکران شد، نقشآفرینی کرده است.
نمادهای آبوهوایی
در همین حال، ماموتهای پشمالو به نمادی از بحران اقلیمی معاصر نیز تبدیل شدهاند. در موج اخیر خرابکاری در آثار هنری معروف برای جلب توجه به بحران آبوهوا، فعالان محیط زیست عاجهای (خوشبختانه مصنوعی) مدل ماموت پشمالوی موزه سلطنتی بریتیش کلمبیا را به رنگ صورتی روشن درآوردند.
در یک اقدام تبلیغاتی در سال ۲۰۲۳، استارتاپ استرالیایی تولیدکننده گوشت پرورشی «وُاو» (Vow)، یک کوفته ماموت را رونمایی کرد که از ژنوم ماموت پشمالو با DNA گوسفند به عنوان پرکننده تولید شده بود. این کوفته ماموت که برای فروش نبود، در مقابل تماشاگران در موزه علوم نمو هلند، سوزانده شد. هدف از این اقدام، بار دیگر جلب توجه به وضعیت آبوهوای زمین، ناپایداری سیستمهای غذایی صنعتی و پتانسیل گوشت پرورشی برای حل این مشکل خاص بود.
حیوانات مدل
برای موجودی که هیچ انسانی هرگز آن را زنده و با گوشت و خون ندیده است، ماموتهای پشمالو قطعاً در رسانهها زیاد مطرح میشوند. چگونه این گونه مدتها منقرض شده به نماد انقراض و بازگرداندن گونههای معاصر تبدیل شد؟
مردم برای صدها سال با بقایای ماموتهای پشمالو تعامل داشتهاند. اگر تقریباً در هر کجای نیمکره شمالی به اندازه کافی عمیق گودالی بکنید، ممکن است به استخوانها یا شاید عاجهای ماموتها یا ماستودونهای منقرض شده بربخورید.
در اوایل اروپای مدرن، فسیلهای ماموت قبل از اینکه حدود سال ۱۷۰۰ به عنوان بقایای موجودات فیلمانند شناخته شوند، به طور مشهوری به عنوان استخوانهای تکشاخها و غولها تفسیر میشدند. تنها حدود سال ۱۸۰۰ بود که ماموتها به عنوان یک گونه متمایز و منقرض شده از خرطومداران شناخته شدند.
در مناطق دیگر قطب شمال، به ویژه سیبری، مردمان بومی با بقایای ماموتها که در پرمافراست (خاک منجمد دائمی) حفظ شده بودند، آشنا بودند. با طغیان رودخانهها و شاخههای آنها در طول ذوب سالانه، گاهی اوقات لاشه کامل ماموتها (و کرگدنهای پشمالو) نمایان میشد. مردم محلی که با این بقایا روبرو میشدند، ظاهراً تازه مرده بودند اما متعلق به موجوداتی بودند که هرگز آنها را در سطح زمین ندیده بودند، گمان میکردند که آنها حیوانات بزرگ جوندهای مانند بودند که از طریق زمین تونل میزدند و اگر به طور تصادفی با جو در تماس قرار میگرفتند، از بین میرفتند.
در سراسر قطب شمال، از جمله در آلاسکا، پرمافراست از فسیل شدن عاجهای ماموت و همچنین بدن آنها جلوگیری میکرد، و این عاج یخی – و همچنان – عنصر مهمی در اقتصادهای قطب شمال بود، که به صورت محلی حکاکی شده و به بازارهای تاریخی منطقهای و اکنون جهانی مبادله میشد.
ارتباط مداوم
علیرغم ارتباطشان با گذشتههای دور، ماموتهای پشمالو مدتهاست که با فرهنگهای انسانی مدرن همخوانی دارند، زیرا قطعات فسیل شده یا حفظ شده بدنشان وارد شیوههای اقتصادی و سیستمهای دانش شده است. اما با نزدیک شدن به انقراض گونههای زمانی پرشمار مانند کبوتر مهاجر، گاومیش کوهاندار آمریکایی و فیل آفریقایی در اواخر قرن نوزدهم، ماموتهای پشمالو در بستر انقراض مدرن و درکهای نوظهور از تکامل انسان معنای جدیدی به خود گرفتند.
انقلابها در زمینشناسی، باستانشناسی، دیرینهشناسی و رشتههای مرتبط، فرضیات دیرینه درباره منشأ بشر را تغییر میدادند. روایتهایی از ظهور «انسان شکارچی» در موسسات تاریخ طبیعی مانند موزه تاریخ طبیعی آمریکا و موزه فیلد در شیکاگو پدید آمدند. این داستانهای منشأ به طور صریح به انقراض مفروض ماموتهای پشمالو و خویشاوندان تکاملی آنها، یعنی ماستودونها، مرتبط بودند. این امر منجر به برخی از قدرتمندترین جلوههای بصری ماموتها شد، مانند نقاشیهای دیواری و تابلوهایی که توسط چارلز آر. نایت، دیرینههنرمند مشهور، تولید شدند.
در همین زمان، نقاشیهای غار در فرانسه، اسپانیا و جاهای دیگر در اوایل قرن بیستم کشف شدند. به عنوان مثال، نقاشیهای دیواری ۴۰ هزار ساله در روفینیاک فرانسه که به وضوح ماموتهای پشمالو را به تصویر میکشیدند، به عنوان شواهد بیشتری از این ارتباط تاریخی عمیق و قدرتمند تفسیر شدند.
این ارتباط – یعنی ارتباط ظهور بشر مدرن با زوال و انقراض ماموت پشمالو – است که شیفتگی امروز را تغذیه میکند. مفاهیم همدستی انسان در داستانهای انقراض مدتهاست که در درکهای علمی مدرن از ماموتهای پشمالو جای گرفته است. تصادفی نیست که ماموتهای پشمالو در پروژههای بازگرداندن گونههای منقرضشده و همچنین در فعالیتهای آبوهوایی تا این حد محوری هستند.
دسته بندی شده در:
برچسب ها:
ماموت